ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

536

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

تا به شهر ازرق از ثغور روم رسيد . الملك المظفر صاحب حماة را كه از آن خاندان بود بر مقدمه بفرستاد . الملك المظفر چون با كيقباد روبرو شد منهزم گرديد و در خرت برت به محاصرهء او افتاد . عاقبت از او امان خواست كيقباد امانش داد و خرت‌برت را نيز به تصرف آورد . خرت‌برت از آن بنى ارتق بود . الملك الكامل در سال 632 با لشكر خود به مصر بازگرديد و كيقباد همچنان از پى ايشان مىتاخت . كيقباد سپس به حران و رها رفت و آن دو شهر را از نواب الملك الكامل بستد و كسى را از سوى خود به امارت آنجا معين كرد . الملك الكامل در سال 633 بار ديگر لشكر به جنگ كيقباد كشيد . و اللّه اعلم . وفات الملك الاشرف و استيلاى الملك الكامل بر متصرفات او الملك الاشرف در سال 634 از برادر خود الملك الكامل به وحشت افتاده بود . از اين رو سر از فرمان او بيرون آورد . مردم حلب و كيخسرو صاحب بلاد روم و همهء ملوك شام كه خويشاوند او بودند جز الملك الناصر بن الملك المعظم صاحب كرك كه همچنان بر اطاعت از الملك الكامل باقى مانده بود با او همدلى كردند . الملك الناصر نزد الملك الكامل به مصر رفت و سخت مورد تكريم واقع شد . در خلال اين احوال در سال 635 الملك الاشرف مظفر الدين موسى بن العادل درگذشت . او برادر خود الملك الصالح اسماعيل را كه فرمانرواى بصرى بود به جاى خود برگزيد . الملك الصالح به دمشق رفت و آنجا را در تصرف آورد . ملوك ديگر نيز با او دم وفاق زدند ، همچنانكه با الملك الاشرف دم وفاق مىزدند . از آن ميان تنها الملك المظفر صاحب حماة به الملك الكامل گرايش يافت . الملك الكامل به دمشق لشكر برد و شهر را در محاصره گرفت و بر آن سخت گرفت تا آنگاه كه الملك الصالح بدان رضا داد كه دمشق را به او واگذارد و در عوض بعلبك را بستاند . الملك الكامل بر باقى قلمرو اشرف دست يافت و ديگر بنى ايوب به فرمان او گردن نهادند . و اللّه اعلم . وفات الملك الكامل و حكومت پسرش الملك العادل الملك الكامل بن الملك العادل صاحب دمشق و مصر و جزيره در سال 635 ، شش ماه بعد از مرگ برادرش الملك الاشرف در دمشق ديده از جهان فروبست . ملوكى كه در خدمت او بودند هر يك به بلاد خود رفتند . مثلا الملك المظفر به حماة شد و الملك الناصر به كرك . در مصر با پسرش الملك العادل سيف الدين ابو بكر بيعت شد . او الملك الجواد يونس را كه پسر عمويش مودود بن الملك العادل ابو بكر بود با سپاهى به نيابت از خويش در دمشق نهاد . الملك الناصر داود به دمشق لشكر برد تا آنجا را تصرف كند . الملك الجواد يونس به مقابله